جنگ علیه ایران درباره‌ی چه بود؟ English

جنگ علیه ایران درباره‌ی چه بود؟

خواندن هدف‌های جنگ از روی آماج‌هایش، نه از روی گفتارش

۴۰ روز، ۲٬۱۲۵ حمله، ۱۳۰ شهر؛ برگرفته از ۷ کانال تلگرامی ایرانی

هشدار محتوا: این سایت از کشته‌ها و ویرانی اماکن غیرنظامی می‌گوید. پست‌های اصلی تنها وقتی نمایش داده می‌شوند که خودتان رویدادی را باز کنید.

برای شروع، پایین بروید

این جنگ برای چه بود؟ ترامپ در نخستین بیانیه‌اش، همان روزی که جنگ آغاز شد، هدف‌هایش را برشمرد.

هدف اعلام‌شده: سلاح هسته‌ای

«هدف ما دفاع از مردم آمریکا از راه از میان برداشتن تهدیدهای قریب‌الوقوعِ رژیم ایران است. … آن‌ها هرگز سلاح هسته‌ای نخواهند داشت.»

ترجمه ·

هدف اعلام‌شده: موشک‌ها

«موشک‌هایشان را نابود می‌کنیم و صنعت موشکی‌شان را با خاک یکسان می‌کنیم.»

ترجمه ·

هدف اعلام‌شده: نیروی دریایی

«نیروی دریایی‌شان را به‌کلی نابود می‌کنیم.»

ترجمه ·

هدف اعلام‌شده: تغییر رژیم

«وقتی کارمان تمام شد، حکومتتان را در دست بگیرید.»

ترجمه ·

به قول فردوسی، «دو صد گفته چون نیم کردار نیست». پس به‌جای آنچه گفتند، به آنچه کردند نگاه کردم. هر نقطه یک حمله است: ۲٬۱۲۵ حمله در ۴۰ روز، که با کمک یک مدل زبانی بزرگ از ۱۷٬۷۵۴ پست در ۷ کانال تلگرامی ایرانی استخراج شده‌اند.

یک حمله می‌تواند هم‌زمان چند نوع آماج را بزند، مثلاً هم خانه‌های مسکونی و هم یک ساختمان دولتی را. اگر هر حمله را بر اساس آماج‌هایش بشکنیم، ۲٬۱۲۵ حمله به ۴٬۷۰۷ تکه تبدیل می‌شود، یک تکه برای هر نوع آماجی که هدف قرار گرفته است. به همین دلیل جمع سهم‌هایی که در ادامه می‌آیند از صد درصد بیشتر می‌شود.

وقتی تکه‌ها بر اساس نوع آماج روی هم چیده شوند، معلوم می‌شود هر آماج چند بار هدف قرار گرفته است. هر ستون سهم حمله‌هایی است که به آن آماج خورده‌اند. موشک‌ها جداگانه و به‌عنوان یک نوع آماج کدگذاری شده بودند، پس ستونشان فقط یک قاب خالی است؛ نیروی دریایی اصلاً ستونی ندارد.

فاصله‌ی میان حرف‌ها و آماج‌ها بزرگ بود. تأسیسات هسته‌ای تنها در ۵٪ از حمله‌ها هدف قرار گرفتند، مراکز موشکی در حدود یک‌چهارم آن‌ها، و نیروی دریایی اصلاً در گزارش‌ها دیده نمی‌شود. از میان هدف‌های اعلام‌شده، تنها تغییر رژیم بارها هدف قرار گرفت. دو آماج اصلی هرگز اعلام نشده بودند: زیرساخت‌های حیاتی، که در ۵۸٪ از حمله‌ها هدف قرار گرفتند، و اماکن غیرنظامی، در ۵۲٪.

خلاصه‌ی نمودار. این نمودار میله‌ای نشان می‌دهد هر نوع هدف در کل جنگ چند بار آماج حمله شد، به صورت سهمی از ۲٬۱۲۵ حمله: زیرساخت‌های حیاتی ۵۸٪، تغییر رژیم ۵۲٪، اماکن غیرنظامی ۵۲٪، اماکن نظامی ۴۶٪، سایر ۸٪ و تأسیسات هسته‌ای ۵٪. موشک‌ها به عنوان یک نوع هدف کدگذاری شده‌اند، پس فقط به صورت یک قاب خالی (۲۵٪) دیده می‌شوند؛ نیروی دریایی اصلاً در گزارش‌ها نیامده است.

بمب‌ها کجا فرود آمدند؟ هر حمله در شهری رخ داد. این‌جا همه‌ی آن‌ها را می‌بینید، هر کدام همان‌جا که اصابت کرد.

حالا پایین بروید تا جنگ روزبه‌روز جلو برود. هر نقطه در روزِ حمله‌اش روشن می‌شود و شمارنده نشان می‌دهد تا آن روز چند شهر هدف قرار گرفته بود. اگر به بالا برگردید، جنگ به عقب برمی‌گردد.

در نخستین روز جنگ، ۱۴ شهر هدف قرار گرفت. در عرض سه هفته، ۱۱۱ شهر. و تا پایان جنگ، ۱۳۰ شهر. تهران به‌تنهایی ۵۴۸ بار هدف قرار گرفت و میناب ۱۵۷ بار. پس جنگ نه به یک جبهه محدود ماند و نه به چند پایگاه نظامی. و در ۶۹ شهر از این ۱۳۰ شهر، آماجی که بیش از همه هدف قرار گرفت زیرساخت‌های حیاتی بود.

خط‌های نازک، خوشه‌های شلوغ را به جای واقعی‌شان وصل می‌کنند.

وقتی تکه‌ها روزبه‌روز روی هم چیده می‌شوند، پیداست که حمله‌ها روی یک نوع آماج متمرکز نبودند. در کل دوره‌ی جنگ، زیرساخت‌های حیاتی در ۵۸٪ از حمله‌ها هدف قرار گرفتند، آماج‌های مرتبط با رژیم و اماکن غیرنظامی هر کدام در ۵۲٪، و مراکز نظامی در ۴۶٪. به ازای هر حمله به یک مرکز نظامی، حدود ۱٫۱۳ حمله به اماکن غیرنظامی ثبت شد. و این نوارها با هم بالا و پایین رفتند: هر بار که حمله‌ها شدت گرفت، همه‌جا با هم شدت گرفت.

خلاصه‌ی نقشه. هر حمله نقطه‌ای در شهر خودش است. جنگ روزبه‌روز گسترده‌تر شد: در روز نخست ۱۴ شهر، در سه هفته ۱۱۱ شهر و تا پایان ۱۳۰ شهر هدف حمله قرار گرفتند. تهران ۵۴۸ بار و میناب ۱۵۷ بار هدف حمله بودند.

اگر تکه‌ها را بر اساس نوع آماج جدا کنیم، هر نمودار یک دسته را نشان می‌دهد و خط نازک دورِ آن، کل حمله‌های همان روز را با مقیاسی جداگانه نشان می‌دهد. در روزهایی که حمله‌ها بیشتر بود، به همه‌ی انواع آماج بیشتر حمله شد و سهم هر کدام از حمله‌های آن روز کمابیش ثابت ماند. به بیان دیگر، این کارزار در طول جنگ از یک نوع آماج به نوع دیگری نچرخید، بلکه شدت حمله به همه‌ی آن‌ها را هم‌زمان بالا برد. همبستگی هر دسته با کل حمله‌های روزانه بین ۰٫۸۲ و ۰٫۹۳ است.

و اما غیرنظامیان. اماکن غیرنظامی در همان روزهایی هدف قرار گرفتند که مراکز دولتی و نظامی، و با شمارهایی نزدیک به آن‌ها. هر وقت به مراکز دولتی و نظامی بیشتر حمله شد، به اماکن غیرنظامی هم بیشتر حمله شد. و این فقط ماجرای چند روز بد نبود: این الگو در همه‌ی ۴۰ روز جنگ برقرار ماند.

این نشان می‌دهد که آسیب به غیرنظامیان صرفاً «آسیب جانبی» نبود. اگر بود، انتظار داشتیم پراکنده‌تر و تصادفی‌تر دیده شود. اما این آسیب با ضرباهنگ کارزار بالا و پایین رفت. پس به‌سختی می‌توان تلفات غیرنظامی را اتفاقی دانست، و این الگو بر پایه‌ی اصل تفکیک و اصل تناسب در حقوق بین‌الملل بشردوستانه، پرسش‌های جدی درباره‌ی ارتکاب جنایت جنگی پیش می‌کشد. این چهار نوع آماج روی هم همان چیزی‌اند که یک دولت را دولت می‌کند: مردمش، زیرساخت‌هایش، ارتشش و حکومتش. پس جنگ متوجه کلیت ایران بود، نه هدفی محدود مانند نابودی برنامه‌ی هسته‌ای یا سرنگونی حکومت.

خلاصه‌ی نمودار. نمودارهای روزانه‌ی هر نوع هدف در طول ۴۰ روز. همه‌ی انواع هدف همراه با کل حمله‌های روزانه بالا و پایین رفتند: همبستگی آن‌ها با کل روزانه از ۰٫۸۲ تا ۰٫۹۳ است. اماکن غیرنظامی همراه با اهداف تغییر رژیم (r = ۰٫۸۴) و همراه با اماکن نظامی (r = ۰٫۷۰) بالا و پایین رفتند.

داده‌ها لایه‌ی دیگری را هم نشان می‌دهند، لایه‌ای تیره‌تر: نه فقط این‌که جنگ برای چه بود، بلکه این‌که چگونه پایان یافت. به ۵ روز آخر نگاه کنید، از ۴ آوریل ۲۰۲۶ تا ۸ آوریل ۲۰۲۶.

در همین روزهای پایانی، سهم حمله‌هایی که به زیرساخت‌های حیاتی خوردند از ۵۴٪ به ۷۵٪ رسید، در حالی که سهم حمله به اماکن غیرنظامی از ۵۴٪ به ۴۴٪ کاهش یافت. پس پایان جنگ با پرسروصداترین هدف‌های اعلام‌شده‌اش جور درنمی‌آمد. روشن‌ترین منطقش، منطق زیرساختی بود. و زیرساخت‌ها فقط سامانه‌های فنی نیستند؛ همان چیزی‌اند که بیمارستان‌ها را سرپا نگه می‌دارد، شهرها را به حرکت درمی‌آورد، انرژی را به خانه‌ها می‌رساند و به هر حکومتی امکان حکمرانی می‌دهد.

همین چرخش روی نقشه هم پیداست. این‌ها حمله‌ها به زیرساخت در ۳۵ روز نخست‌اند، روزانه ۲۷٫۹ حمله. پایین‌تر بروید تا ۵ روز آخر را ببینید، که این شمار به روزانه ۴۹٫۶ حمله رسید و به ۵۵ شهر در سراسر کشور کشیده شد.

آماج‌ها از جنگی علیه ایران در کلیتش خبر می‌دهند: مردم، زیرساخت‌ها، ارتش و حکومت ایران با هم هدف قرار گرفتند. و هرچه جنگ به پایان نزدیک‌تر شد، به سراغ سامانه‌هایی رفت که کشور را زیست‌پذیر و اداره‌پذیر می‌کنند: انرژی، حمل‌ونقل، بهداشت و آموزش. این حمله‌ها قرار بود نه فقط به ایرانِ زمان جنگ، بلکه به توان بازسازی‌اش هم آسیب بزنند.

آن‌ها آینده‌ی ایران را هدف گرفتند.

حالا نقطه‌ها در اختیار شماست. آن‌ها را بر اساس نوع آماج جدا کنید، جنگ را با سرعت دلخواهتان جلو ببرید، یا شهری را جست‌وجو کنید.

خلاصه‌ی نمودار. در ۳۵ روز نخست، ۵۴٪ حمله‌ها به زیرساخت‌های حیاتی و ۵۴٪ به اماکن غیرنظامی بود. در ۵ روز پایانی (۴ آوریل ۲۰۲۶ تا ۸ آوریل ۲۰۲۶) سهم زیرساخت به ۷۵٪ رسید و سهم اماکن غیرنظامی به ۴۴٪ کاهش یافت. حمله به زیرساخت‌ها از روزانه ۲۷٫۹ به ۴۹٫۶ رسید و ۵۵ شهر را در بر گرفت.

English